مرتضی محجوبی
ملیت : ایرانی
-
قرن : 14
منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(1279- ح 1344 ش)، نوازنده. در تهران به دنیا آمد. پدرش نى مىنواخت و مادرش نیز با نواختن تار و پیانو آشنا بود. وى براى تحصیل به مدرسه سنلویى رفت و نزد حسین خان هنگآفرین به فراگیرى موسیقى پرداخت. سپس در محضر محمود مفخم الممالك شیوههاى خاص نوازندگى پیانو را آموخت. او همچنین نزد حاجى خان ضربگیر عینالدولهاى به فراگیرى تنبك و اصول و تصانیف پرداخت. وى در ده سالگى، در كنسرتى همراه استاد حسین خان اسماعیلزاده، حاجى ضربگیر، عارف قزوینى و استادش، مفخم، پیانو نواخت. محجوبى براى پر كردن صفحه سفرهایى به بیروت، شام و حلب داشت. وى در رادیو تهران نیز نوازندگى مىكرد و در آهنگسازى نیز صاحب ذوق بود و آهنگهاى بسیارى ساخت. بیشتر اشعار تصنیفهاى او را دوست شاعر و مورد علاقهاش، رهى معیرى، ساخته است. وى در تهران درگذشت و در آرامگاه ظهیرالدوله به خاك سپرده شد. از بهترین شاگردان محجوبى، اسماعیل دیبا و فخرى ملكپور را مى توان نام برد. از تصانیف وى: «نواى نى» دشتى؛ «كاروان» دشتى؛ «من از روز ازل» سه گاه؛ «من بیدل ساقى» سه گاه؛ «چه شبها» دشتى؛ «دیشب كه تو در خاه ما آمده بودى» افشارى.[1]
مرتضى محجوبى (1279 -1344)، به شهادت گذشتگان و با استناد به آرشیو مكتوب و بازمانده در رادیو، مرتضىخان محجوبى از دو جهت منحصر به فرد و یكتا است. از لحاظ نوازندگى، كه تا به حال كسى در پیانو مانند او نبوده و نیست و از نظر پركارى. مرتضىخان اگر پركارترین و پربارترین هنرمند رادیو نباشد، لااقل از پربارترینهاست. علیرغم همه تحسینها و تجلیلهائى كه از او شده، هنوز یك فهرست كاملاً دقیق و مشخص از كارهاى او فراهم نیست و راقم این سطور كه سالهایى از عمرش را عاشقانه در پى زندگى و آثار مرتضىخان صرف كرده و هنوز هم مىكند، نیز موفق به این كار نشده است.
در زمینهى موسیقى ایرانى هنوز كارهاى بسیار است كه نشده است و این هنرها مىتواند زمینهى غنى و بكرى باشد براى كسانى كه روحیهى جویندگى و تحقیق دارند. اما شرط آنست كه محقق خود موسیقیدان و موسیقىشناس باشد (لااقل تا حدى) و روش پژوهش را هم بداند و صد نكته غیر حسن بباید، تا كه مقبول مردم صاحبنظر شود. مرتضىخان محجوبى از آن هنرمندان مكتب رفته ولى «خط» ننوشته بود كه به سرپنجهى سحرآمیز و آبشار روان احساسش، نغمهخوان دل عاشقان شد. او در خانوادهاى متولد شد كه همه علاقه به موسیقى داشتند. در خانهشان پیانو بود و مادرشان كمى به این ساز آشنا بود. استعداد فطرى و علاقهى مرتضى چنان بود كه خود به تنهایى نواختن «پیش درآمد اصفهان» اثر درویش را روى پیانو آغاز كرد. براى پرورش استعداد درخشانش، نزد دو استاد بزرگ آن زمان به شاگردى گذارده شد در حالى كه 6 سال بیش نداشت. اساتید وى، سلطان حسینخان هنگآفرین و محمود مفخمالممالك بودند. هنگآفرین از تحصیل كردهگان موزیك نظام بود و در عین آشنایى به مبانى موسیقى غرب، نزد میرزا عبداللَّه و دیگر اساتید، ردیفها را كار كرده بود و از بهترین نوازندگان سهتار بود. محمود مفخمالممالك نیز كه قبلاً در تار شاگرد میرزا حسینقلى بود از برجستهترین نوازندگان دورهى خود به شمار مىرفت. شیوهى تعلیم این دو استاد، به روش قدما سینه به سینه و شفاهى بود. مرتضى نزد مفخمالممالك شیوههاى خاص نوازندگى پیانو (به مقتضاى موسیقى ایرانى) را مىآموخت و نزد هنگآفرین، معلومات ردیفى خود را تكمیل مىكرد. در ضمن نزد حاج خان ضربگیر (عینالدولهاى) به فراگرفتن تمبك و اصول و تصانیف مىپرداخت و قوت و مایه سازش در نواختن ضربىها، حاصل آن ایام است. منزل آنان محل تجمع اساتید و موسیقیدانان معروف بود و به خصوص میرزا حسینخان اسماعیلزاده نوازنده استاد كمانچه كه در همسایگى آنان منزل داشت، از محضر پربار خود مرتضى را بهره مىدرخشید. مرتضى خان داراى استعداد و توانایى غیرعادى در نواختن پیانو بود، اساتید زبده، كار فراوان و محیط خانوادگى مناسب بر این استعداد علاوه شد و از او نوازندهاى اعجوبه ساخت. هنوز كمتر از ده سال داشت كه در محافل رجال و اعیان كنسرت مىداد و مورد تشویق واقع مىشد. و به همراه برادرش رضا، در كافه پدرش واقع در لالهزار كه محل تجمع اعیان و منورالفكرهاى آن زمان بود پیانو مىنواخت. شهرت وى به جایى رسید كه در ده سالگى به همراه حاجخان، مفخمالممالك، شكراللَّهخان (استاد تار) و برادرش رضا، در تالار سینماى فاروس لالهزار همراه با آواز عارف قزوینى كنسرتى داد. كسانى كه در روحیه و زندگى عارف و به خصوص سختگیرى و مشكلپسندى او وارد هستند مىدانند كه پذیرفتن این طفل كوچك به عنوان همراهىكننده آواز در كنسرت عارف چقدر مهم بوده است. در دوازده سالگى، او نوازندهاى شناخته شده بود كه به اتمام دوره ردیف عالى موفق شده و معلم خصوصى فرزندان بسیارى از رجال مملكتى آن ادوار بود. زندگى او نیز سیر و روندى غیر عادى داشت. در سیزده سالگى متكفل زندگى خود خانواده 14 نفرىاش شد و آنها را اداره مىكرد و با اساتیدى چون درویشخان، طاهرزاده، حاجخان و اسماعیلزاده كنسرت مىداد. در بیست سالگى ازدواج كرد و در سال 1307 براى پر كردن صفحه به بیروت، شام و حلب سفر كرد. از این سفرهاى متعدد حدود 100 صفحه پر شد كه اكنون تعدادى از آنها در دسترس است. اكثر این صفحات همراه ویولن ابوالحسن صبا، حسینخان یاحقى و طاطائى (نوازندهى مشهور آن دوران)، تار مرتضى نىداود و ارسلان درگاهى و عبدالحسین شهنازى و ضرب آقارضاخان روانبخش است. او با صداى اشخاصى چون جلال تاج اصفهانى، ملوك ضرابى، قمرالملوك وزیرى، ملكه حكمت شعار (با نام مستعار م- ب)، ادیب خوانسارى و بدیعزاده و دیگران صفحه پر كرده است كه آثار دلنشینى هستند و هنوز بعد از مدتها كه به گوش مىرسد، تازگى خود را از دست ندادهاند. دو صفحه تكنوازى وى در «شور» و «افشارى» نیز باقى مانده است كه نمونه عالى و والایى است از دوران اوج قدرت وى. زندگى او از راه تدریس و تعلیم پیانو مىگذشت و در نواختن این ساز چنان بود كه در بین گذشتگان، معاصران و آیندگان نیز همتا و رقیبى نیافت.
در سال 1319 هنگام تأسیس اداره رادیو به این سازمان وارد شد و تا آخر عمر در آنجا زندگى مىكرد و به همراه قمرالملوك وزیرى، روحانگیز، نیراعظم رومى (تصنیف خوان مشهور) و دیگران مىنواخت و بیشتر خود به تنهایى مىنواخت. مدتى سرپرست برنامه موسیقى رادیو و چندى هم محاسب امور مالى در این مشاغل دوام نیاورد. از سال 1334 با شروع برنامهى گلها، وارد آن شد و از ستونهاى اصلى و ثابت آن برنامه به شمار مىرفت. وى به تنهاى و با دیگران نوازندگى مىكرد و آهنگ مىساخت. بیش از نیمى از نوارهاى رادیو در آن سالها آثارى از پنجهى سحرآمیز او را با خود دارند و یادگار هنر وى به شمار مىروند. تصانیف وى نیز با اركستر گلها در همان سالها اجرا شد كه بعضى از آنها هنوز نیز شهرت دارند و از خاطر نمىروند. آثار وى را مرحوم غلامحسین بنان، مرضیه، حسین قوامى و خوانندگانى دیگر اجرا كردهاند ولى بهترین اجراگر آثار مرتضى خان، بنان است كه بسیار مورد علاقه و احترام وى بود. صداى بنان، به تصریح آقاى حسینعلى ملاح موسیقىشناس ارجمند معاصر، داراى حال و كیفیتى خاص (و به قول ایشان: اشرافى) بود كه پیانوى مرتضىخان نیز داراى همان حال و كیفیات بود و شاید بهترین آثار بنان اعم از آواز یا تصنیف همانهایى باشد كه با ساز مرتضىخان اجرا شده است. ولى در رادیو به همراه نوازندگانى چون: ابوالحسن صبا، حسینخان یاحقى، على تجویدى، حبیباللَّه بدیعى، حسین تهرانى، لطفاللَّه مجد، فرهنگ شریف، جلیل شهناز، حسینعلى وزیرىتبار، حسن كسایى، احمد عبادى و خوانندگانى چون: بنان، مرضیه، قوامى، ادیب خوانسارى، محمود خوانسارى، اكبر گلپایگانى و سعادتمند قمى آثارى اجرا كرده كه بیشتر آنها ضبط و در آرشیو رادیو محفوظ است. زندگى محجوبى، در عین حال كه از زندگى بسیارى از هنرمندان آن عهد آرامتر و بىدغدغهتر بود، اما آن سلامت و رفاهى را كه لازمهى به اوج رسیدن او بود در اختیارش نگذاشت. محیط سفلهپرور و هنرمند آزار اداره رادیو او را همواره آزار مىداد و به خصوص از این كه قدر او به درستى شناخته نشده بود، همواره در رنج بود. از سال 1333 كه مقارن مرگ برادر عزیزش رضا و همسرش بود، مجبور شد كه بیشتر به موسیقى بپردازد. رنجهاى گذشتهاش، حساسیت فوقالعاده و هوش سرشار وى كه هر چیزى را به خوبى درك مىكرد و طبع لطیف و دردناكش در محیط آن روز، به شكستن وى كمك كردند. مرتضىخان مردى بسیار پاكطینت و مهربان و بىآزار و به شدت كریم و سخى بود. در عین داشتن هوش سرشار و نبوغ استثنایى، بسى سادهدل و مهرورز بود و با تأثر و عاطفهاى عجیب از كودكان و گربهها حرف مىزد. به جز پیانو مأنوس دیگرى نداشت، تحصیلاتش را تا سال نهم متوسطه همراه برادرش در مدارس آلیانس و سنلوئى به پایان برده بود و عربى و فرانسه را (تا حدى) مىدانست و از بین شعراى معاصر، به رهى معیرى و شهرآشوب و ابوالحسن ورزى علاقه داشت. شاگردان بسیارى داشت كه چون همهى آنها از خانوادههاى بزرگان بودند و حرفهشان موسیقى نبود، شهرتى نیافتند و تنها یكى از آنهاست كه شیوه او را به خوبى حفظ كرده و مىنوازد.
مرتضىخان محجوبى، ارزندهترین نوازنده پیانو در تاریخ موسیقى ایران، به هنگام تحویل سال 1344 ساعاتى قبل از شلیك توپ عید در تنهایى و فراموشى درگذشت. خبر مرگ او به خاطر تحویل سال نو به مدت یك هفته مكتوم ماند و پس از سیزده نوروز، در كنار قمرالملوك وزیرى در گورستان ظهیرالدوله به خاك سپرده شد. به هنگام مرگ او اكثر هنرمندان آن دوران حضور داشتند. شخصیت مرتضىخان از دو جنبه نوازندگى و سازندگى قابل بررسى است. مرتضى محجوبى، به تصدیق تمام اساتید معاصرش و امروز، زبدهترین و چیرهدستترین نوازنده پیانو در موسیقى ایران است كه تا به حال مانندى نیافته است. در حقیقت او كسى بود كه از پیانو مانند یك ساز سنتى چون نار، سهتار و سنتور استفاده مىكرد و شخصیتى (كاراكترى) كه پیانو هنگام نوازندگى وى داشت، به اصل و ماهیت فرنگى خود هیچ شباهتى نداشت. بسیارى از نوازندگان مشهور از جمله مشیر همایون شهردار و جواد معروفى مدتى شاگردان وى بودند. مهمترین خصوصیات نوازندگى پیانوى او به قرار زیر است: الف- كوك: كوك پیانوى مرتضىخان بر طبق پردهها و فواصل خاص موسیقى ایرانى است كه از زمان استاد سنتور، محمدصادقخان سرورالملك در ایران رایج شده بود. به لحاظ تمهیدات فنى خاصى كه او به مقتضاى گوش حساس و ذوق سلیم خود در كوك ساز به كار مىبرد، صداى سازش بسیار دلنشین و پراحساس بود و با نوازندگان دیگر متفاوت و به خصوص در صفحاتش، بوى ساز اساتید قدیم را دارد. ب- اصالت نوازندگى: سبك اصیل و ایرانى ساز مرتضى، در اجراى دقیق و ماهرانهى نوانسها و تزئیناتى است كه از اركان مهمى در نوازندگى سازهاى ایرانى است. این صداهاى جانبى و تزئینات (كه در اصطلاح اهل فن به «واخوان» معروف است)، هویت اصیل نوازندگى در موسیقى ایرانى را تشكیل مىدهد. در سازهاى ایرانى به مقتضاى ساختمانشان این صداها به سهولت قابل اجرا است ولیكن در پیانو، بسیار مشگل و گاه غیر ممكن است و عدم توفیق نوازندگان دیگر پیانو نیز بیشتر به خاطر همین موضوع است مرتضىخان به توصیه مفخمالممالك خود مدتى سهتار را نزد حسینخان هنگآفرین و ویولن را نزد حسینخان اسماعیلزاده كار كرده بود و معتقد بود كسى كه بخواهد موسیقى ایرانى را به طرز مطلوب روى پیانو بنوازد باید حتماً با یك ساز سنتى آشنا باشد تا بتواند لطایف و ریزهكاریهاى آن را درك كند و اجرا نماید. او خودگاه سهتار و ویولن نیز مىنواخت و صداى ویولنش نیز بسیار شبیه برادرش بود. او خود دربارهى پیانو مىگفت كه چون این ساز غربى است و پردههاى منفصل دارد، نمىتواند مجرى خوبى براى «تداوم ذاتى جملات» در موسیقى ما باشد به همین لحاظ نوازنده باید در هنگام نواختن، با چیرهدستى و مهارت، این نقیصه را جبران نماید. سایر مشخصاتى كه در ساز مرتضىخان به حد اعلى موجود بود از این قراراند: ضربشناسى تسلط به اجراى قطعات و آوازها و نمایش ظرافت آنها از طریق مالشها، تكیهها و شیوههاى فنىاى كه خاص خودش بود، قدرت فنى فوقالعاده كه تا سالهاى 1330 در اوج خود بود، خلاقیت فوقالعاده در خلق پیشدرآمد و چهار مضراب. (از صدبار كه محجوبى دشتى نواخته است دو درآمد یكسان یا دو چهار مضراب یكجور شنیده نمىشود و قدرت بداههنوازى وى به حدى است كه از میان معاصرین او فقط حسن كسایى را مىتوان با او مقایسه كرد، فضاسازى درست و سایه روشنهایى كه فقط از پیانوى او دیده مىشود. اجراى صحیح گوشهها، جملات و تكیهها و تحریرها عدم تأثیر از موسیقىهاى بیگانه، استقاطى و مبتذل كه در آن زمان بیداد مىكرد و پاىبندى به اصالت موسیقى قدرت وى در همراهى (پشتیبانى) ساز یا آواز: (بسیارى از گذشتگان و معاصرین وى به خصوص هنگام همراهى با آواز، اكثر اوقات كه از اجراى صحیح و همراهى درست جملات آوازى (كه در موسیقى ایران قدرى مشكل و پیچیده است) بازمىماندند، به نواختن سازشها و ركوردهایى اكتفا مىكردند اما قدرت مرتضىخان در اجراى جملات و گوشهها و جواب دادنها به قدرى درست بود كه گاه از خواننده پیشى مىگرفت و به او «خط» مىداد و او از این جهت مورد تحسین و اقدام بسیار استاد صبا بود)؛ آفریدن و خلق گهگاهى توافقات و سازشهایى (Accodrs) مطلوب كه با نواختن چند صدایى روى كلیدهاى پیانو ایجاد مىكرد و به گوش كاملاً مطلوب بود. تا جائى كه استاد تجویدى معتقد است براى نوشتن هارمونى ایرانى باید از نواى پیانوى محجوبى استفاده كرد؛ خلاقیت و مهارت در نواختن توافقات، یكصدایىها یونیسون (Unisson) با هر دو دست، قدرت دست راست در نواختن ملودى و دست چپ در نواختن همراهى بدون این كه هیچیك از این دو نقش دیگرى را مخدوش كنند. مرتضىخان نیز مانند بسیارى از نوازندگان عصر خویش، بنا به معذورات و مقتضیات محیط، به شیریننوازى كشانیده شد و از پیشكسوتان این سبك است. تمام كسانى كه همدوره او در رادیو كار مىكردند و جوانان آن روز بودند، به نحوى از او تأثیر گرفتهاند. از جمله: فرهنگ شریف، پرویز یاحقى، مجد، كسایى و به خصوص رضا ورزنده. لیكن در یك تقسیمبندى دقیق، مرتضى خان در مرز بین «تقیه» به روشهاى نوازندگى قدیم (سنتى) و «موسیقى امروز (شیریننوازى)» قرار مىگیرد. در حقیقت تا سال 1334 كه سال تأسیس برنامه گلها بود، ساز مرتضىخان نمونهاى بود از طرز نوازندگى قدما مانند حبیب سماعى، مرتضى نىداود و ارسلان درگاهى. از آن سال به بعد، به جز فضاى ساز، ریتمكار (از نظر سرعت) و تزئیناتى كه براى انتقال احساس به كار مىرفت، بقیه مختصات ساز وى ثابت ماند و هنوز هم به عنوان یكى از اصیلترین نوازندگان تاریخ موسیقى ما شناخته مىشود. هنوز هم بسیارى از تمهیدات خاص و «مضراب»هاى او مورد استفاده اهل فن است لیكن او هیچگاه اصالت موسیقى را مخدوش نكرد و آن را با نغمات بیگانه و وارداتى دیگر، آلوده و ناخالص نساخت. مرتضىخان در نوازندگى پیانو بیشتر علاقه به شور، دشتى، افشارى، سهگاه و همایون داشت و در نواختن دشتى بیداد مىكرد. بیشتر آهنگهاى وى نیز در این مایه است. از نظر آهنگسازى، مرتضىخان 22 تصنیف دارد كه طبق فهرست مرحوم روحاللَّه خالقى همه آنها در آرشیو رادیو موجود است. غیر از این مقدار، وى تعداد زیادى تصنیف دیگر همراه پیشدرآمد، چهار مضراب و رنگ دارد كه به خط موسیقى خاص خود (كه شبیه خط سیاق است) نوشته و همه آنها محفوظ است تا وقتى كه به خط موسیقى بینالمللى درآمده، منتشر گردد.
برخلاف دورهى نوازندگى وى كه به دو مرحله مشخص تقسیم مىشود، نواسازى او این چنین نیست. تصانیف او كه به همت جواد معروفى و روحاللَّه خالقى تنظیم و اجرا شده است، از لحاظ مشخصات فنى و تقسیمبندى، در ردیف تصانیف سنتى مثل آثار درویش و عارف و مرتضىخان نىداود و رضا محجوبى نیستند و از لحاظ فضا، طرز اجرا و خصایل دیگر، در عین حال كه تصویر خود او را در بر دارد، تأثیر گرفته از مكتب خالقى و گاه وزیرى است (به خصوص در تنظیم و اجرا). حتى تصانیفى كه در سالهاى 1310 -30 ساخته شده و توسط اركستر گلها از سالها 1334 به بعد اجرا شدهاند نیز در همین فضا هستند. تصانیف مرتضىخان محبوبیت بسیار داشته و هنوز هم عاشقان موسیقى آنها را با جان و دل گوش مىدهند و در مقایسه با تصانیف همزمان خورد آثار امروز، هنوز از برجستهترین آثار هستند. او كه معاشر و همدم رهى معیرى سخنپرداز نامى معاصر بود، به كمك او تصانیف خود را مىساخت و در اثر همكارى مداوم این دو با یكدیگر و روحیه مشتركشان، این آثار از نظر تلفیق شعر و موسیقى جالب توجه و قابل مطالعه هستند. مشهورترین این آثار عبارتند از:
1- نواى نى «دشتى». 2- كاروان «دشتى». 3- من از روز ازل «سهگاه». 4- من بیدل ساقى «سهگاه» با اشعارى از رهى معیرى. 5- چه شبها «دشتى». 6- دیشب كه تو در خانه ما آمده بودى «افشارى» با اشعارى از نواب صفا.
در سالهاى اخیر، آثار او با اركستر رادیو ولى به طرزى نامطلوب اجرا شد كه در بعضى موارد، به كلى قلب ماهیت اثر اصلى بود. در اجراهاى اصلى در اركستر پیانوى او نیز همراهى دارد. او جزء معدود نوازندگان و سازندگان رادیو بود كه به خاطر وظیفه ادارى و انتفاع مادى آهنگ نمىساخت و در حقیقت تابع ذوق و دل خویش بود. پس از مرگ او، صندوق حاوى دست نوشتههاى بسیار و آهنگهایش (كه پخش و اجرا نشده بودند) در اثر بىمبالاتى از بین رفت و نابود شد. رهى معیرى به خط موسیقى او بسیار آشنا بود و قرار بود كه او باقیماندهى این آثار را به خط موسیقى بینالمللى برگرداند كه بیمارى و اجل مهلتش نداد. مرتضىخان، نوازندهى نابغه و حساس كه با آثار خود، جایى مهم در موسیقى ایران براى خود دارد، در تنهایى و قدرنشناسى درگذشت. دیگر همچون او نیامده است و این كه بیاید یا نه، جاى شك است.
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / موسيقي
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}